روز اولي كه رفتيم دانشگاه
واي كه روزاي اول چقدر لهجه سبزواري واسمون خنده دار بود!
من و دوستام تو تاكسي نشسته بوديم و به مسافر جلويي كه داشت با تلفن حرف ميزد ميخنديديم اونم چه خندههايي! روده بر شده بوديم!
"كج برفتي؟ الان د مين رايوم ميوم در دكونت. يوك!..."
راننده چشاش گرد شده بود فكر ميكرد خول شديم آخرش تصادف كرديم مارو انداختند بيرون اما ما عين خيالمون نبود فقط ميخنديديم
ادامه مطلب